 |
نمايش اخبار |
 |
چاپ ارسال به دوست |
نکته دوازدهم : خطوط اصلی فعالیت دشمن در جنگ نرم
دشمنان ما؛ دشمنان انقلاب، دشمنان نظام جمهورى اسلامى، چند خط را دارند دنبال ميكنند كه اين در تبليغاتشان و در كارى كه انجام ميدهند، واضح هم هست؛ اينها چيزهاى پوشيده و پنهانى نيست؛ بايد در ذهن خودمان اينها را جمعبندى كنيم: يكى اين است كه نشانههاى اميد را مخدوش كنند؛ مورد خدشه قرار بدهند، كه از جمله همين انتخابات بود. حضور هشتاد و پنج درصدى مردم، يك چيز اميد بخشى است، يك چيز مهمى است؛ همانطور كه عرض كرديم، سى سال بعد از يك انقلاب، مردم كشور بيايند به نظام برآمدهى اين انقلاب يك چنين آراء وسيعى را تقديم بكنند، اين جز اعتماد به اين نظام و دل بستن به اين نظام، معناى ديگرى ندارد؛ و اين اتفاق افتاد. يا رئيس جمهورى را با اين رأى بالا انتخاب بكنند، اين يك چيز بىسابقه است. اين اتفاق افتاد؛ اين كار در كشور شد. اين خيلى نقطهى قوت مهمى است. سعى شد اين نقطهى قوت را تبديل كنند به نقطهى ضعف؛ اين مايهى اميد را تبديل كنند به مايهى ترديد، مايهى يأس. اين كار خصمانهاى است. در كشور، مايههاى اميد فراوان است؛ زيرساختهاى كشور، امروز زيرساختهاى بسيار مستحكمى است؛ كارهاى مهمى در طول اين سالها انجام گرفته و امروز كشور آمادهى يك حركت جهشوار به جلوست. پيشرفتهاى علمى، امروز خيلى چشمنواز و چشمگير است؛ به طورى كه ديگران - دانشمندان كشورهاى ديگر، آنهائى كه انگيزهى سياسى ندارند - اعتراف ميكنند؛ كه يك نمونهاش را ديشب توى تلويزيون ديديد. در مورد همين سلولهاى بنيادى، اعتراف كردند كه باور نميكردند در ايران اين حدِ پيشرفت وجود داشته باشد. ميگويد: من پارسال هم در اين كنفرانس علمى شركت كردم، امسال هم شركت كردم؛ امسال تا پارسال تفاوت زيادى به وجود آمده، پيشرفت زيادى شده! اين يك نمونهاش است؛ دهها نمونه از اين قبيل داريم كه اينها پيشرفتهاى علمى است؛ مايههاى اميد است. خودِ تجربهى سى ساله - سى سال تجربه پشت سر ماست؛ در اختيار ماست - نسل جوانِ پر انرژى و تحصيلكردهاى در وسط ميدان است؛ اينها همه مايههاى اميد و نقاط قوت است. نسل جوانى كه هم تحصيلكرده است، هم اعتماد به نفس دارد، هم احساس ميكند كه ميتواند كشور خودش را پيش ببرد. ما يك سند چشمانداز داريم كه تا سال 1404، مشخص كرده كه خط ما از لحاظ پيشرفتهاى كشورى و مادى كجاست؛ خيلى چيز مهمى است. معلوم كرديم كه به كجا بايد برسيم و از چه طريقى بايد حركت بكنيم. اينها عوامل اميد است، اينها نقطههاى قوت است. ميخواهند اينها را به موجبات يأس تبديل كنند؛ راجع به سند چشمانداز صحبت بشود، ميگويند آقا به اين سند توجهى نشده؛ راجع به پيشرفتهاى علمى بحث بشود، ميگويند اينها خيلى اهميتى ندارد؛ راجع به انتخابات بحث بشود، اين شبههها و خدشهها را پيش مىآورند؛ راجع به جوانها صحبت بشود، اشاره ميكنند به تخلف چند تا جوان در يك طرفى! يعنى همهى اين نقاط مثبت، اين قلههاى برجستهاى كه همهاش اميدافزا هست، اينها را سعى ميكنند در چشمها كمرنگ كنند. متقابلاً نقاط ضعف كوچكى كه حتماً وجود دارد، بزرگ كنند يا نقاط ضعف را - نميگوئيم هم كوچك، نقاط ضعفى وجود دارد - بزرگنمائى كنند؛ چند برابرِ آنچه كه هست، اين نقاط ضعف را نشان بدهند؛ سياهنمائى كنند؛ تلقىهاى بدبينانهى نسبت به نظام را گسترش بدهند. مىبينيد ديگر؛ بهزور ميخواهند اين يأس را به جامعه القاء كنند. وقتى يأس وارد جامعه شد، جامعه از پويائى خواهد افتاد؛ افراد مبتكر، افراد نخبه، افراد جوان و پُر نشاط منزوى ميشوند، كنارهگيرى ميكنند، دست و دلشان به كار نميرود، مشاركتها كم ميشود، پويائى جامعه از دست ميرود. اين يكى از خطوط كارى دشمن است؛ مرتباً القاى بنبست كردن. شما اگر ببينيد اين تبليغات راديوها را - حالا امروز راديوها ديگر نيست. يك وقتى ميگفتيم دهها راديو، امروز مسئلهى هزارهاست؛ راديو هست، تلويزيون هست، اين وسائل اينترنتى هست - به طور دائم از مراكز مشخصى، مرتباً القاى بنبست، القاى بحران، القاى سياه بودن وضعيت ميشود؛ هر مقدارى كه بگيرد، هر مقدارى كه مستمع و شنونده پيدا بكند و باورپذير باشد براى آنها؛ دارند در اين زمينه كار ميكنند. اين يكى از خطوط كارى دشمن است.
يكى از خطوط كارى اصلى دشمن، همين مسئلهى تفرقه است كه شما آقايان بر روى او بحق تكيه كرديد، در گزارش هم بيان فرمودند، در بيانيهى پايانى خبرگان هم به اين مسئلهى اتحاد توجه شده؛ بسيار مسئلهى مهمى است. مسئلهى اتحاد ملت و كارى كه براى ايجاد تفرقه دارد انجام ميگيرد، بسيار مسئلهى مهمى است. ما نشانههاى وحدت عمومى مردم را داريم مىبينيم. شما نماز جمعهها را در ماه رمضان ديديد، روز قدس را ديديد، نمازهاى عيد فطر را ديديد؛ چه عظمتى! انسان وقتى نگاه ميكند - نه فقط در تهران، در مشهد، در اصفهان، در كرمان، در تبريز، در مناطق مختلف - منظره، منظرههاى بىنظيرى است؛ اصلاً شايد در طول تاريخ اسلام، هرگز نماز عيد فطر با اين عظمت، با اين شُكوههاى عجيب - در نقاط مختلف يك كشور، نه فقط در يك شهر - ديده نشده! ما امروز اينها را داريم؛ اينها همه نشانهى وحدت است؛ نشانهى همدلى مردم است؛ نشانهى اين است كه يك مركز مشتركى وجود دارد كه مردم علىرغم اختلافات جزئى و فرعىاى كه با هم دارند، در گرايش و انتماء(2) به اين اصل، متفقاند؛ دلشان متوجه اين مركز است؛ كه اين مركز هم دين است، اصول اسلامى است، ارزشهاى والاست، دين خداست. اين، خيلى چيز مهمى است. خوب، همه بايد در مقابل اين وحدت سر فرود بياورند، وقتى اين وحدت را مىبينند. مىبينيم كه متأسفانه بعكس، بعضى دم از تفرّق ميزنند، از روى جهالت، غفلت؛ واقعاً محمول بر غفلت است اين چيزها، بيش از آنچه كه بر چيزهاى ديگرى انسان بخواهد اينها را حمل كند. اين، مسئلهى مهمى است. مسئلهى ايجاد وحدت؛ وحدت مذهبى، وحدت قومى، وحدت سلائق سياسى، اينها مهم است؛ بايد سعى كرد. يكى از خطوط دشمن، ايجاد تفرقه است؛ هر چه بتوانند، در هر جا بتوانند، در هر سطحى كه بتوانند؛ در سطوح مختلف؛ از مسئولين، غير مسئولين، آحاد مردم، بين خودِ گروههاى روحانى، بين خودِ گروههاى دانشگاهى، بين خودِ جمعها و جمعيتهاى واحدهاى ديگر اجتماعى، و بين اينها با يكديگر ايجاد اختلاف كنند، و بين مذاهب. نمونههاى فراوانش را داريد مشاهده ميكنيد كه در جامعه هست. اين يك مسئله است. خط دشمن خط ايجاد تفرقه است. اين هم يك مسئله است.
مسئلهى بعدی - اين خط ديگرى است كه به نظر ما دشمن بر روى او هم دارد سرمايهگذارى ميكند - منصرف كردن ذهن مردم از دشمنىِ دشمن است. ما هرگز منكر نيستيم كه در نارسائىهاى گوناگون و مشكلات فراوانى كه بر سر راه جامعه و افراد پيش مىآيد، تقصيرهاى شخصى و تقصيرهاى اجتماعى، از درون وجود دارد؛ در اين هيچ ترديدى نيست؛ كسى اين را منكر نيست. «ما أصابك من حسنة فمن اللَّه و ما أصابك من سيئة فمن نفسك»؛(3) اينكه معلوم است؛ دشمن هم اگر ضربهاى به ما زد و اين ضربه كارى شد، اين هم «من نفسك» است؛ در اين شكى نيست. در جنگ احد هم كه دشمن حمله كرد و ضربه زد، در حقيقت مسلمانها از خودشان ضربه خوردند؛ در اين كه بحثى نيست؛ منتها نكته اين است كه اگر انسان بخواهد ضربه نخورد، بايد نقش دشمن را ببيند. يكى از لوازم توجه و ملاحظه براى ضربه نخوردن، ديدن دشمنى است كه ميخواهد به ما ضربه بزند؛ از اين ما را نبايد غافل كنند. خط اغفالِ بخصوص خواص و نخبگان از تأثير دشمن، يكى از خطوط القائى و تبليغاتى دشمن است. حالا طرق مختلفى البته براى اين كار دارند. تا كسى بگويد دشمن، ميگويند: آقا شما همهاش به گردن دشمن مىاندازيد! خوب، هست دشمن؛ چرا نمىبينيم دشمن را؟ چرا نمىبينيم شعف عظيمى كه دشمن پيدا ميكند از آنچه كه اينجا از اختلاف ما، از حوادث گوناگون، از بلواى بعد از انتخابات به وجود مىآيد؟ تشويق كنند كسانى را كه عامل هستند. آنجا، رئيس يك كشور بزرگ از آدمها اسم مىآورد! خوب، اين جز ايجاد دشمنى است؟ از معارضين نظام اسم مىآورد و تمجيد ميكند از فلان كس كه آقا از شجاعت او(!) ما تعجب كرديم. چرا؟ چون يك كلمهاى گفته كه آنها خوششان آمده. اينها را بايد ديد؛ اينها را بايد متوجه شد و نبايستى از دشمنىِ دشمن غفلت كرد.
البته دشمنى او خلاف انتظار نيست، غفلت ما خلاف انتظار است. دولت انگليس كه كارنامهى دويست سالهى حضور آنها و ارتباط آنها با كشور ما، كارنامهى سر تا پا سياه است - واقعاً يك نقطه و يك جا نداريم كه بشود نشان داد كه دولت انگليس به نفع ملت ايران يك قدم كوچكى برداشته باشد؛ هر چه بوده ضرر؛ هر چه بوده صدمههاى بزرگ - اينها اعلان ميكنند كه ما طرفدار ملت ايرانيم! دولت آمريكا اعلام ميكند كه ما طرفدار مردم ايرانيم! يعنى: با نظام جمهورى اسلامى بديم، اما مردم را دوست داريم! خوب، مردم جزو اين نظامند؛ اين نظام كه منفك از مردم نيست. اين ترفندهاى دشمن است. اينها را بايد شناخت، فهميد. او البته دشمنىاش را ميكند؛ امر طبيعى است، اما اينكه ما نفهميم دشمنى او را و از اين معنا غفلت كنيم، اين قابل قبول نيست. يك وقت مىبينيد ما در داخل جدول و پازلهاى دشمن قرار ميگيريم - در پازل، مجموعهاى را كنار هم ميچينند، تا يك شكلى از تويش در بيايد - تا يكى از اين اجزاء را ما تأمين بكنيم. خوب، اين خيلى چيز بدى است؛ ما بايد سعى كنيم كه تأمينكنندهى اجزاء او نباشيم. مثل اين جدول حروف متقاطع كه وقتى كنار هم گذاشته ميشود، يك كلمهاى از تويش در مىآيد. دشمن يك جدولى اين جورى درست كرده، براى اينكه يك حرفى از تويش در بياورد؛ چند تا از اين حروف را هم ما بگذاريم! اين را بايد مراقبت كرد؛ بحث سر اين است؛ بايد جدول دشمن را كامل نكنيم؛ پازل دشمن را كامل نكنيم؛ ببينيم دشمن چه كار دارد ميكند و چه كار ميخواهد بكند؛ اهداف و حضور واضح او را ببينيم.
|
08:50 - سه شنبه 28 ارديبهشت 1389 / شماره : 8155 / تعداد نمایش : 728 |
خروج
 |
عنوان |
 |
|