بخش دوم : « دولت نجات ملي » يا توطئه اي براي سياه نمايي ؟ !
در حالي كه شايعه حمايت جامعه روحانيت مبارز از كانديداتوري حسن روحاني بسياري را شوكه كرده بود، اما پس از مدتي اين شايعه با انتشار اطلاعيه اي از سوي جامعه روحانيت مبارز تكذيب شد. در ادامه تلاشهاي ادوار تحكيم وحدت، جمعي از اعضاي شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان با حضور در بيت حسينعلي منتظري (قائم مقام مخلوع رهبري) با وي ديدار و گفتگو كردند. منتظري در آن ديدار گفت: «معتقدم اگر اصلاح طلبان در انتخابات چند دسته باشند شكست خواهند خورد و به همين دليل بايد با هم هماهنگ باشند و مردم را دعوت به حضور كنند. چرا كه اگر مردم نسبت به سرنوشت خود بي تفاوت باشند، طبيعي است كه ميدان خالي مي شود و افراد شر بر سر كار خواهندآمد!» وي درخصوص كانديداتوري عبدالله نوري گفت: «من آقاي عبدالله نوري را فرد صالحي مي دانم و به او علاقه دارم، اما ايشان با سد شوراي نگهبان مواجه است. البته اگر توافق همه گروهها بر يك فرد باشد، شوراي نگهبان هم نمي تواند آن فرد را رد صلاحيت كند. » در روزهاي منتهي به ايام انتخابات دهم برخي خبرها حاكي از آن بود كه عده اي در صددند تا انتخابات را مخدوش نشان داده و سلامت انتخابات را زير سؤال برند. مقام معظّم رهبري به عنوان چراغ راه انقلاب با رهبريها و روشنگريهاي خود همواره طرح دشمنان را برملا ساخته و در ايام انتخابات گوناگون، ترفندهاي دشمن براي كم رونق كردن انتخابات را افشا و لزوم هوشياري ملّت ايران را يادآور شدند. مقام معظّم رهبري در ديدار پرشور معلمان و كارگران و پرستاران به مناسبت روز معلم و كارگر و پرستار از اقدامات برخي براي ايجاد خدشه در انتخابات پرده برداشتند و فرمودند: «يكي از دشمنيها همين است اين پديده با ارزش تأثير حضور مردم و نقش آفريني مردم در اداره كشور را در تبليغات خودشان نفي كنند يا نديده بگيرند يا انكار كنند. بارها و بارها در اظهارات صريح شان، در اظهارات كنايه آميزشان، در انتخابات كشورمان خدشه كردند. نه، انتخابات كشور ما از انتخابات اكثر اين كشورهاي مدعي دموكراسي، هم آزادتر است، هم پرشورتر است، هم انگيزه مردم در اين انتخابات بيشتر است. انتخابات پرشور، انتخابات خوب سالم. دشمن خدشه مي كند. از دشمن انتظاري هم جز دشمني نيست. چه انتظاري هست؟ بي توقعي از دوستان است. بي توقعي از دوستاني است كه جزء اين ملتند؛ واقعيت را دارند مي بينند، مي بينند اين انتخابات چگونه سالم و متقن انجام مي گيرد. در عين حال، همان حرفي را كه دشمن مي زند، اينها هم مي زنند! من انتظارم اين است؛ كساني كه با ملّت ايرانند، جزء ملّت ايرانند، توقع دارند ملّت ايران به آنها توجه كنند، اينها ديگر عليه ملّت ايران حرف نزنند و انتخابات ملّت ايران را زير سؤال نبرند. مرتب تكرار نكنند كه آقا اين انتخابات سالم نيست. انتخابات، انتخابات نيست. چرا دروغ مي گويند؟ چرا بي انصافي مي كنند؟ چرا خلاف واقع مي گويند؟ چرا اين همه زحماتي را كه اين ملّت و مسؤولين در طول اين سالها متحمل شدند، نديده مي گيرند؟ چرا؟ چرا ناسپاسي مي كنند؟ انتخابات در دوره هاي گذشته سالم بوده. در مواردي كه شبهاتي پيش مي آمد ما فرستاديم تحقيق كردند، دنبال كردند. در يكي از مجالس گذشته شايعاتي پيدا شد. بعضيها دلايلي آوردند، حرفهايي زدند انتخابات ناسالم است. توقع داشتند كه در برخي از شهرهاي مهم از جمله تهران، انتخابات باطل شود. اما افراد وارد و مطلعي را فرستاديم تحقيق كردند، مطالعه كردند، ديدند نه؛ خدشه در انتخابات نيست. در بين اين هزارها صندوق ممكن است در دوتا پنج تا صندوق خدشه هايي به وجود بيايد. اين انتخابات را خراب نمي كند. اين هم مال بعضي اوقات بوده است. گاهي يك گروهي، يك جناحي - از اين جناحهاي معمولي كشور كه شماها اين جناح بنديها را مي شناسيد - برسر كار بودند، نتيجه انتخابات به ضرر آنها و به نفع جناح مقابل شده. مكرر اين اتفاق افتاده. چطور اين انتخابات را كسي ممكن است زير سؤال ببرد؟» ايشان اضافه كردند: «ان شأالله همه ملّت ايران به كوري چشم دشمنان و با شور و علاقه و صميميت در انتخابات رياست جمهوري، به پاي صندوقهاي رأي مي آيند و انتخاباتي مي آفرينند كه دشمن را خشمگين كند. » « دولت نجات ملي» و « دولت وحدت ملي»، يا عبور از احمدي نژاد!؟ ورود زود هنگام جريانهاي سياسي به عرصه فعاليتهاي انتخاباتي مرتبط با انتخابات دهم رياست جمهوري و طرح ايده ها و نظريه هاي سياسي، بسياري از مسائل مهم كشور در حوزه هاي گوناگون را تحت الشعاع قرار داد. به گونه اي كه مقام معظّم رهبري در ديدار با دانش آموزان و دانشجويان و تشكلهاي دانشجويي، با تذكر به زود هنگام بودن فعاليتهاي انتخاباتي آن را موجب انحراف ذهنها از مسائل اصلي و مشغول كردن افراد به يكديگر و برخي بدگوييها و آن را به ضرر مصالح كشور دانستند. در حالي كه رئيس دولت نهم به عدم پاسخگويي به موج سازيهاي سياسي و تخريبهاي گسترده عليه دولت تأكيد مي نمود و پاسخگويي به آنها را واماندن از كارهاي اساسي كشور مي دانست، دو نظريه سياسي « دولت نجات ملي» و « دولت وحدت ملي» فضاي مطبوعاتي و رسانه اي كشور را انتخاباتي كرده و هريك از احزاب و تشكلها و گروههاي سياسي نسبت به اين دو ايده و نظريه واكنش نشان داده و با نقد و بررسي آن، سعي در اثبات و يا رد آن نمودند. شعار « دولت نجات ملي» كه از ميانه سال 87 از سوي گروههاي دوم خردادي اعلام و بر اين فرض و تحليل استوار بود كه كشور در بدترين شرايط قرار گرفته و خطرات جدّي منافع ملي و امنيت ملي را تهديد مي نمايد، جريانهاي سياسي را تشويق مي نمود تا در شرايط كنوني بايد در فكر نجات كشور باشند! لذا براي به ثمر رسيدن اين شعار ماهها كار شد. سياه نمايي هايي كه از اوضاع كشور در حوزه هاي اقتصاي، اجتماعي، مديريتي با طرح مجدّد خطرات خارجي و تهديدات نظامي دشمنان به اوج خود رسيد. احزاب و گروههاي دوم خردادي، سعي كردند سياستهاي دولت نهم را عامل پيدايش چنين وضعيتي براي كشور معرفي كرده و اين گونه وانمود كنند كه بايد در انتخابات دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، كسي را به صحنه آورند كه بتواند كشور را نجات داده و اوضاع نابسامان را سامان بخشد! شرايط كشور را ويژه معرفي كردن - از سوي برخي چهره هاي سياسي - مقدمه اي بود براي طرح ائتلاف در جبهه دوم خرداد با هدف نجات دادن كشور از خطرات و بحرانهايي كه با آن روبه رو شده است. در همين راستا موسوي لاري (وزير كشور دولت اصلاحات) در اوّلين گردهمايي رؤساي استاني و اعضاي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گفت: «شرايطي كه كشور ما بخصوص در حوزه مديريتي كشور دارد، شرايط ويژه اي است، هم در تعامل با خارجيها و هم در سياست داخلي و هم برنامه هايي كه باعث شده است حتي نزديك ترين افراد به مديران اجرايي، امروز به اين نتيجه برسند كه پاره اي از تصميم گيريها اشتباه بوده است. » در اين گردهمايي سيد محمد خاتمي نيز از مشكلات پيش رو سخن گفت و اظهار داشت: «هدف اصلاح طلبان تنها جذب رأي نيست بلكه خدمت به كشور است. كشور ما در معرض تهديدهاي بزرگي است و متأسفانه نگراني جدّي وجود دارد كه با مشكلات بزرگتري روبه رو شود. » در راستاي سياه نمايي و بحراني جلوه دادن اوضاع كشور، عبدالله رمضان زاده (سخنگوي دولت اصلاحات) پيشنهاد مي دهد كه ائتلافي فراتر از جناح اصلاح طلب و متشكل از همه دلسوزان نظام اعم از اصولگرايان و اصلاح طلبان تحت عنوان «ائتلاف براي نجات كشور» تشكيل شود! تكرار اين ديدگاه از سوي محافل و رسانه هاي دوم خردادي در آن ايام به گونه اي است كه مي توان نتيجه گرفت جريان دوم خرداد به دنبال جا انداختن اين شعار به عنوان گفتمان در سطح ملي است، تا براساس آن ايجاد موج نموده و در انتخابات رياست جمهوري ميوه آن را برداشت نمايد. اهدافي را كه آنان از طرح چنين شعاري دنبال مي كردند عبارت بود از: مرعوب ساختن مردم از روند مسائل كشور و تخريب پايگاه اجتماعي اصولگرايان - بويژه دولت نهم - براي بسترسازي جهت روي آوردن مردم به سمت اصلاح طلبان و ايجاد ائتلاف و وحدت ميان احزاب و گروههاي دوم خردادي كه در انتخابات گذشته دچار تفرقه شده بودند و معرفي فردي به عنوان ناجي، در فضايي كه كشور بحراني تلقي مي شود. در اين اوضاع است كه اصلاح طلبان حتي انتقادهاي منصفانه برخي اصولگرايان را با بزرگ نمايي، در راستاي اين شعار دانسته و زمينه هاي حضور خاتمي براي كانديداتوري رياست جمهوري مهيا شد. بهزاد نبوي (از اعضاي ارشد سازمان مجاهدين) خاتمي امروز را سمبل نجات ملي معرفي كرد و با طرح اين موضوع سعي در قانع كردن ايشان براي حضور در انتخابات دهم كرد. حسين مرعشي (سخنگوي حزب كارگزاران) نيز با تمجيدهاي فراوان از خاتمي، وي را داراي شخصيت و اعتبار بين المللي و مقبوليت داخلي معرفي كرده و بيان مي كند: «اگر همين فردا آقاي خاتمي رئيس جمهور شود، از چنان ظرفيتي برخوردار است كه تهديدات بين المللي عليه ايران را منتفي كرده و ايران را از اين چالشهاي موجود بيرون مي آورد!» اگرچه شعار نجات ملي از جهت طراحان و اهداف بانيان آن، از شفافيت لازم برخوردار بود، لكن ايده « دولت وحدت ملي» از اين ميزان شفافيت برخوردار نبود و نگرشهاي متفاوتي در مورد چگونگي و ماهيت آن نظريه و اهداف ارائه كنندگان آن مطرح بود. طرح اين ايده از سوي چهره هاي اصولگرا در فضايي مطرح شد كه جريانات اصلاح طلب با طرح ايده « دولت وحدت ملي» زمينه را آماده كرده بودند. اولويت اوّل آنان در به نتيجه رسيدن احزاب و گروههاي اصلي شركت كننده در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، حذف احمدي نژاد از رياست قوّه مجريه در دوره بعد و به قدرت رسيدن خاتمي يا هر فرد ديگري از اصولگرايان به عنوان اولويت دوم محسوب مي شد. پرداختن به موضوع حذف دو جريان اصولگرايان سنّتي و اصلاح طلبان به عنوان دو جريان اصيل انقلاب وبه قدرت رسيدن يك جريان بي ريشه و بدون سابقه انقلابي و مشكوك، موضوع عبور از احمدي نژاد توسط اصولگرايان را تقويت مي كرد. شايد اظهارات هاشمي رفسنجاني و واكنش برخي از چهره هاي برجسته اصولگرا نسبت به اين اظهارات، عمق و پيچيدگي موضوع را نشان داد. ايشان در حاشيه همايش اصل 44 در مورد وحدت ملي بيان داشت: «چيز جالبي است كه اين طرح به صورت عوامانه مطرح مي شود. اين طرح را اوّل ناطق نوري مطرح كردند كه جزو اصلاح طلبان نيست. بعد هم لاريجاني مطرح كرد كه او هم جزو اصلاح طلبان نيست. بعد هم جامعه روحانيت مبارز با درخواست عسگر اولادي، باهنر و حبيبي به ميدان آمد. فقط وقتي كرباسچي آن را قبول كرد، موج برگشت و گفتند اصلاح طلبان اين را مطرح كرده اند. در حالي كه اصلاح طلبان با اين طرح مخالفند، زيرا اين طرح معنايش اين است كه رئيس جمهور اصولگرا و كابينه مشترك باشد. اين طرح ناطق است، آن را وارونه نكنيد. » هرچند كه بعد از اظهارات هاشمي در مورد طرح وحدت ملي برخي از كساني كه هاشمي از آنان نام برده بود، چنين موضوعي را تكذيب كردند، اما علي اكبر ناطق نوري كه از طراحان اصلي اين ايده محسوب مي شد، پس از ايجاد موجهاي به وجود آمده از ارائه اين طرح، اظهار داشت: «عده اي تلاش مي كنند طرح تشكيل دولت وحدت ملي را به عنوان پروژه اي براي عبور از احمدي نژاد تلقي كنند، در حالي كه اين مسأله را تنها به اين خاطر بيان كردم كه بگويم يك جناح نمي تواند كشور را بخوبي اداره كند.» ناطق نوري همچنين ضمن گلايه از برداشتهاي نادرست نسبت به طرح وحدت ملي، ادعاي نزديكي خود را با خاتمي و انديشه هاي وي رد كرده و از وجود اختلاف انديشه با خاتمي سخن به ميان آورد. حبيب الله عسگراولادي (دبيركل ّ جبهه خط امام و رهبري) نيز در خصوص سخنان هاشمي، اين سخنان را خلاف واقعيت خواند و دليل آن را نيز ارائه گزارشهاي غلط به ايشان دانست. از طرف ديگر بسياري از اصولگرايان كه خدمات دولت نهم بويژه آثار اين خدمات در سفرهاي استاني و حمايتهاي بي دريغ مقام معظّم رهبري از دولت مكتبي نهم را مي ديدند، از عملكرد آن حمايت كرده و بيان مي داشتند كه با وجود انتقادهايي كه از دولت نهم دارند، اما از احمدي نژاد عبور نخواهند كرد. در همين حال تأكيد نمودند كه هدف اصلي از اين طرح و ايده، اختلاف افكني ميان اصولگرايان و توافق بر سر «نه» به احمدي نژاد و آن را يك مدل عقب افتاده و سهم خواهي احزاب و راهي براي رسيدن اصلاح طلبان به مناصب اجرايي كشور دانستند. مهدي كوچك زاده (نماينده مجلس هشتم) در گفتگو با ايسنا ضمن رد دولت وحدت ملي، تحقق آن را حرف بي ربط و موضوع تمام شده اي دانست و تصريح كرد: « دولت وحدت ملي در زمان و مكاني كه هيچ موضوعيتي ندارد، توسط كساني مطرح شد كه بايد در نيّت و اخلاص سياسي آنها ترديد كرد. » وي در ادامه بيان داشت: «اين طرح از سوي اصولگرايان بازي خورده مطرح شده است. » با بيان اين مواضع از سوي شخصيتهاي سياسي جريان اصولگرا مبني بر عدم عبور از احمدي نژاد، جريان مخالف احمدي نژاد متوجه شد كه اصولگرايان دست از احمدي نژاد برنمي دارند و همچنان از او به عنوان بهترين نامزد اصولگرايان براي انتخابات دهم ياد مي كنند. آنان با ناخرسندي از وحدت اصولگرايان نوشتند: «انتقاد اصولگرايان از احمدي نژاد و دولت او كه پس از برگزاري انتخابات مجلس هشتم، روند افزايش به خود گرفته بود، ناگهان در ميان طيفهايي از اصولگرايان دچار وقفه گرديد. » و درنتيجه عملاً طرح دولت ملي عقيم ماند. حجه الاسلام حسيني بوشهري (عضو ارشد جامعه مدرسين حوزه علميه قم) با اشاره به اين كه نماد وحدت ملي ما مردم هستند، گفت: «آنچه از طرح وحدت ملي برداشت مي شود، انتخاباتي بودن آن است ولي چنين طرحي به طور معمول در جوامعي مطرح مي شود كه بن بست سياسي و انسداد به وجود آمده است. » همچنين عبد خدايي (دبيركل ّ جمعيت فداييان اسلام) در اين باره بيان داشت: « ولايت فقيه مايه وحدت ملي است و به خاطر همين امر امروز لبه پيكان دشمنان به سوي ولايت فقيه است. » در مورد وحدت ملي كه يك اصل ارزشمند در انقلاب اسلامي بوده و هست و همواره مورد تأكيد حضرت امام(ره) و مقام معظّم رهبري نيز قرار گرفته، نبايد ترديدي به خود راه داد و آن را بايد حفظ نمود. اما بيان اين نكته قابل توجه است كه ايده دولت وحدت ملي از اساس مقوله اي متفاوت از وحدت و انسجام ملي است. كساني كه اين ايده را تحت تأثير القائات جريانهاي خاص و نشان دادن اوضاع كشور به بحراني بودن مطرح ساختند، بر اين باور قرار داشتند كه براي برون رفت از مشكلات به وجود آمده، بايد دولت وحدت ملي تشكيل داد. همه صاحب نظران مسائل سياسي بر اين اتفاق نظر هستند كه بيگانگان بويژه امريكا طي سي سال گذشته در ايران سياست بحران آفريني را دنبال كرده و از عوامل بحران ساز حمايت قاطع كرده اند. بر همين اساس اگر دولت نهم باعث پيدايش بحران در ايران شده، و ادامه اين سياستها كشور را با بن بست مواجه خواهد ساخت ، علي القاعده بايد غربيها و امريكاييها از تداوم حضور احمدي نژاد و دولت نهم در قدرت خشنود باشند و آن را مورد تأييد قرار دهند. ولي آنچه در اين سالها اتفاق افتاده عكس آن را نشان مي دهد. غربيها همواره از روي كار آمدن دولت نهم و احمدي نژاد به سختي نگران بودند و حتي اين نگراني خود را نتوانستند مخفي نگه دارند در اظهار نظرهاي خود آن را علني كرده اند. تا جايي كه جرج بوش رئيس جمهور وقت امريكا طي مصاحبه اي با صراحت اعلام كرد «در ايران همه چيز بخوبي پيش مي رفت و مسأله هسته اي ايران تمام شده بود، ولي احمدي نژاد آمد و همه چيز را به هم زد. » و يا كوشنر وزير امور خارجه فرانسه در گفتگو با شبكه سي ان ان گفت: «آرزوي غرب پيروزي مخالفان احمدي نژاد در انتخابات آينده است و از تحركات مخالفان دولت احمدي نژاد بسيار خوشحالم. » همچنين در آستانه انتخابات دهم سازمان سيا به اسرائيل توصيه مي كند براي جلوگيري از پيروزي احمدي نژاد فعلاً ايران را تهديد نكنيد. رسانه هاي فارسي زبان غربي برخلاف رويأ سي سالأ خود، نه تنها انتخابات دهم رياست جمهوري را تحريم نكردند بلكه در اقدامي هدفمند مردم را به شركت در انتخابات فرا خوانده و مرتباً بيان مي داشتند كه فقط به احمدي نژاد رأي ندهيد. در اين رابطه روزنامه صهيونيستي جوويش كرونيكل با اشاره به تلاش امريكاييها براي عدم پيروزي احمدي نژاد در انتخابات دهم تأكيد كرد: «تنها كسي كه نبايد رئيس جمهور شود احمدي نژاد است. » راديو صداي امريكا از قول اميرحسين گنج بخش (عنصر ضد انقلاب مقيم امريكا) گفت: «مهمترين عامل در زمينه شركت آقاي خاتمي در انتخابات اين است كه يك اجماعي ميان هواداران نظام به وجود آمده ادامه دولت احمدي نژاد، خطرات بسيار هولناكي را به همراه خواهد داشت. » همچنين روزنامه سوداوست فرانسه ضمن تحليل از وضعيت انتخابات در ايران در گزارشي نوشت: «پيروزي مجدّد احمدي نژاد در انتخابات ايران، مانع تحقق اهداف واشنگتن و تل آويو در منطقه است.» پس چگونه ممكن است دولتي كه براي غرب و امريكا مشكل ساز شده است، كشور را رو به بحران و تباهي ببرد!؟ آيا جز اين است كه اهداف دشمنان هميشگي اين مرز و بوم در زمان اين دولت تحقق نيافته و آنها را براي رسيدن به اهداف خود با مشكل و چالش روبه رو ساخته است؟ كروبي زنگ انتخابات را مي نوازد پس از انتخابات 84، مهدي كروبي با جدايي از مجمع روحانيون مبارز، حزب اعتماد ملي را تشكيل داد. وي در انتخابات مجلس هشتم با ارائه ليست نامزدهاي مورد حمايت خود عملاً به طور مستقل و تشكيلاتي وارد صحنه سياسي كشور شد. كروبي كه به دنبال تشكيل يك ائتلاف مستقل بود، به طور مكرّر نقش مشاركت و مجاهدين را در افول ستاره اصلاح طلبي يادآور مي شد و بيشترين گلايه اش از شخص سيد محمد خاتمي بود كه همراهاني را برگزيده كه پيش از آن به حرف نشنوي شان اذعان داشته است. مهدي كروبي اوّلين فردي بود كه قصد نامزدي خود را در مهر 87 براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اعلام كرد. وي كه شك و دودلي را براي مجموعه اصلاحات مضر مي دانست در ابتدا اين اقدام با اقبال چنداني از سوي اكثريت جبهه دوم خرداد مواجه نشد و اعلام حضور رسمي كروبي به عنوان كانديداي رياست جمهوري به مذاقشان خوش نيامد و اين اقدام كروبي را برنتابيده و اعلام كردند كه كروبي مهره نظام براي خراب كردن آرأ اصلاحات است. كروبي كه خاطره تلخي از انتخابات 84 داشت، پس از انتخابات رياست جمهوري نهم در صف منتقدان دولت قرار گرفت و در اظهارنظرها و مقاله ها در روزنامه حزب خود (اعتماد ملي) دولت را به باد انتقاد گرفت.
22:30 - سه شنبه 14 ارديبهشت 1389 / شماره : 7083 / تعداد نمایش : 441