 |
نمايش اخبار |
 |
چاپ ارسال به دوست |
از شرق تا غرب رستاخيز اسلامي
موج بيداري اسلامي در دهه هاي اخير، شرق و غرب سرزمين هاي اسلامي را درنورديده است. ايران بهعنوان كانون اين بيداري، در سال هاي پس از انقلاب، مركز توجه جهان اسلام و قدرت هاي بزرگ جهان بوده و به نقطه اميدواري مسلمانان جهان بدل شده است. فلات ايران كه شاهد حضور گسترده ماشين جنگي جهان غرب به رهبري ايالات متحده در گرداگرد خود است و چنگ و دندان هاي آن را هر روزه مشاهده مي كند، شاهد رقابتي ديگر با جريان هاي بزرگ اسلامي در سرزمين هاي پهناور اسلامي است كه هركدام تلاش مي كنند تا رهبري اين جريان پويا را به دست بگيرند. ديوبنديان شرق
با فروپاشي امپراتوري گوركاني در ده هاي پاياني قرن 19 در شبهقاره و تكميل حلقه استعمار بريتانيا در اين سرزمين كهن، جنبش تازه اي در ميان مسلمانان حنفي مذهب شبهقاره بنيان نهاده شد. دارالعلم ديوبند بهعنوان كانون اوليه اين جنبش در همين سال ها توسط افرادي چون «شيخ قاسم ننطاوي» و «شيخ رشيد احمد گنگوهي» و با پيروي از انديشه هاي «شاه وليا... دهلوي» تأسيس شد و بهسرعت شعبه هاي آن در سراسر شبهقاره گسترش يافت. بهگونه اي كه در كمتر از يك قرن از تأسيس، شاهد حضور صدها هزار طلبه مشتاق از اقصي نقاط جهان در اين شعبه ها بود. انديشه سختگيرانه مذهبي، تعصب در سنيگري و اعتقادات ضدشيعي از ويژگي شاخص ديوبنديان بود كه در طول بيش از يك قرن در اين مدارس تعليم داده شد و در دهه هاي اخير با ظهور جريان طالبان در پاكستان و افغانستان بروزي عيني يافت. ديوبنديان شرق اگرچه در اين سال ها شاهد رقبايي چون بريلويان، كه جنبشي سني و اعتدال گراست، و شيعيان شبه قاره بوده اند، اما عملا به جريان غالب اسلامي اين منطقه بدل شدهاند. با اين احوال، دامن زدن به خشونت هاي مذهبي و نگاه متحجرانه آن ها به دين، زمينه هاي توفيق اين جريان را در آينده جهان اسلام كمرنگ كرده است. ازهريان و برادران مسلمان غرب
غرب جهان اسلام اما شاهد حضور جرياني كهن است كه ريشه در مدرسه الازهر دارد. الازهر كه توسط شيعيان اسماعيلي در قرن دهم ميلادي براي گسترش انديشه هاي اسماعيلي بنا نهاده شد، با سقوط حكومت فاطمي، به مدرسه اي براي آموزش هاي اسلامي اهل سنت بدل شد. ازهريان كه همسو با موج آفريقاي شمالي، جرياني نسبتا معتدل در ميان گرايش هاي اهل سنت بهشمار مي روند، اگرچه در سال هاي اخير كمي به گرايش هاي متحجرانه نزديك شده اند، اما وزنه اي تعديل كننده در ميان جريان هاي متعصب اهل سنت بهحساب ميآيند. در اين ميان، شكلگيري جريان اخوان المسلمين توسط «حسن البنا» در دهه سوم قرن بيستم ميلادي، موج ديگري از جريان سياسي را در غرب جهان اسلام پديد آورد كه به سرعت به كشورهاي مجاور خود نيز كشيده شد. اما دامنه هاي اين موج با ظهور انقلاب اسلامي و مواجهه با سركوب هاي خشن حكومت هاي مصر در طول دهه هاي بعد كم شد. با وجود اين، در اين سال ها گسترش نارضايتي هاي مردمي از حاكمان مصر، زمينه هاي ظهور و بروزي تازه يافته است. اخوان اگرچه پيوندهايي با انديشه هاي سلفي داشته اند، اما تاكنون خود را از كشيده شدن به وادي افراطگرايي دور كردهاند. سلفويان جنوب
سرزمين حجاز كه شاهد رشد و ظهور پيامبر رحمت و مهرباني بود، در سال هاي پس از وفات پيامبر، آيين محمدي را همچون طبع خشن اين سرزمين به وادي خشونت و سختي كشاند و اسلام حنبلي، توسط انديشه هاي افرادي چون «ابن تيميه» و سپس «محمد ابن عبدالوهاب» صورتي تكفيري يافت تا از قرن هجدهم ميلادي بهتدريج بهصورت آيين وهابيت و سلفيگري با خاندان آل سعود پيوندي محكم پيدا كند. سلفويان كه خاستگاه اصلي آن ها نجد شبه جزيره است در اين سال ها بهعنوان مخالفان سرسخت تشيع خود را حريف اصلي شيعيان به شمار مي آورند و اقدامات گسترده اي را با حمايت ثروت پادشاهان سعودي در جهان اسلام آغاز كردهاند. اين جريان همچون جريان مشابه خود در شرق كه در اين سال ها با آن پيوندهايي نيز برقرار كرده است، به وادي خشونت و مسلمانكشي كشيده شده و عملا چشمانداز مناسبي را در مسير آتي خود تعريف نكرده است. شيعيان مركز
در قلب جهان اسلام اما شيعيان در چند دهه گذشته به موتور متحركه جهان اسلام بدل شدهاند. ظهور امام خميني در ايران، امام موسي صدر در لبنان و جريان هاي صدر و حكيم در عراق و اتصال تدريجي آن ها در طي دهه گذشته، كانوني قدرتمند از جريان هاي اسلامي شيعي را در مركز جهان و جهان اسلام پديد آورده است. انديشه سياسي شيعي كه در قالب جمهوري اسلامي صورتي تكامليافته به خود گرفته، بهعنوان رقيبي نوپا در برابر مكاتب سياسي غربي، توانسته است پتانسيلي بالا را در مواجهه با جهان غرب به نمايش بگذارد. امر «ولايت» كه صورت تركيب شده اي از انديشه هاي فقهي و عرفاني ايراني اسلامي را ارائه كرده است، بهعنوان نقطه مركزي اين جريان، جايگاهي مهم يافته و به همين دليل مورد هجمه سازمانيافته قرار گرفته است. در ميان چهار جريان بزرگ اسلامي كه از پي موج بيداري اسلامي در جهان اسلام صورتي فعال يافته اند، بهزعم بسياري تنها جريان مركزي تشيع و جريان غربي الازهر و اخوان از قدرت استمرار و ترسيم آينده اي روشن در جهان اسلام برخوردار هستند و بهنظر مي رسد جريان هاي افراطگراي شرق و جنوب بهتدريج جايگاه فعلي خود را از دست خواهند داد و دو جريان مركزي و غربي با تقويت انديشه تقريب، رستاخيز اسلامي را در جهان تشنه معنويت، شتاب خواهند بخشيد. |
19:31 - جمعه 8 مرداد 1389 / شماره : 13286 / تعداد نمایش : 36 |
خروج
 |
عنوان |
 |
|