اگرچه غرب تاکنون با منطق فريب و زور توانست قطعنامه ها و تحريم هايي را عليه ايران وضع نمايد اما ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران نه تنها هيچگاه متوقف نشده بلکه موفق به مهار قدرت توليد شده توسط مخالفان غربي هسته اي ايران گرديده است به گونه اي که فشار آنها را از حيز انتفاع انداخته و موقعيت ايران را در زمينه هاي هسته اي و جنبه هاي اقتصادي و علمي ارتقاء بيشتري بخشيده است.اکنون اين سوال مطرح است که اقدامات ديپلماتيک ايران در برابر قطعنامه 1929 چگونه ارزيابي مي شود و چه شرايطي ممکن است در معادله هسته اي ايران رخ دهد؟
مروري بر اقدامات ديپلماتيک ايران
جمهوري اسلامي ايران پس از صدور قطعنامه شوراي امنيت و وضع تحريمهاي جديد در کنگره امريکا اعلام کرد که کاخ سفيد بايد منتظر حرکت بعدي ايران باشد. در همين راستا سلسله اقداماتي صورت گرفت که بيانگر راهبرد جديد تهران براي کيش و مات جديد بازي غربي ها و کاخ سفيد است:
1- رييس جمهور ايران بر خلاف انتظار غربي ها طي موضع گيري شفافي اعلام کرد که آماده مذاکره با گروه 1+5 هست منتهي با شروط و مدل ايراني.
2- بدنبال اين موضعگيري، دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران نيز در پاسخ به نامه کاترين اشتون نماينده و هماهنگ کننده اتحاديه اروپا، مذاکره با گروه 1+5 را ابتدا مشروط به پاسخ آنها به سه سوال در خصوص اهداف مذاکره، وضعيت هسته اي رژيم صهيونيستي و چرايي اعلام و اعمال سياست دوگانه هسته اي از سوي غرب دانست.
3- اعلام آمادگي براي مذاکره با گروه وين در چارچوب بيانيه تهران.
4- در همين راستا، ايران ارائه طرح جديدي مبني بر حضور ترکيه و برزيل در گفتگوهاي وين و 1+5 را در دستور کار قرار داد.
5- رايزني با ترکيه و برزيل در باره راههاي پياده شدن بيانيه تهران.
6- رايزني با کشورهاي اروپايي معتدل مانند اسپانيا و پرتغال.
7- زمينه سازي و به نتيجه رساندن توافقات اقتصادي با کشورهاي مختلف.
8- اعلام تدريجي پيشرفت هاي هسته اي بويژه در زمينه غني سازي 20درصدي.
9- اعلام موضع قاطعانه در قبال احتمال عملي شدن برخي از بندهاي قطعنامه جديد خصوصاً در باره بازرسي کشتي هاي ايراني.
ويژگي هاي ديپلماسي جديد ايران
مجموع برنامه هاي ايران براي تغيير فضاي مورد نظر آمريکا در چاچوب منطق نرم منتهي قاطع و آفندي قابل تبيين است. مهمترين ويژگي هاي اين برنامه ها عبارتند از:
1- پاسخگو کردن گروه غربي:
رفتار آمريکا و متحدين غربي آن همواره آميخته به فريب و دوگانگي در موضوع هسته اي ايران بوده و با اين رفتار خود با اينکه به تقابل با ايران مي پرداختند اما تلاش مي نمودند تا در نزد دولت ها و افکار عمومي خارج و داخل خود را اهل تعامل جلوه دهند. از اين رو جمهوري اسلامي ايران در دور جديد ديپلماسي خود اين رفتار غرب را هدف قرار داده و موضع شفاف آنها را در زمينه حل مسئله هسته اي خواستار شد. علاوه بر اين ايران سعي دارد غرب را در موضع پاسخگويي به رفتارها و استانداردهاي دوگانه خود در جهان قرار دهد.
2- چالش سازي مباني غرب:
غربي ها و آمريکايي ها مبناي گفتمان غربي را دمکراتيک و ضد اقتدارگرايي معرفي مي کنند، فلذا در موضوع هسته اي ايران، آنها واژه "جامعه بين المللي" را اختراع کرده اند تا مبناي گفتمان موصوف را دربرخورد با ايران يا با هر موضوع بين المللي حفظ نمايند. اما ايران با ديپلماسي جديد خود که مستجمع اقدامات بياني و عملي است، سعي دارد اين گفتمان را به چالش کشانده و فريبکاري و سوء استفاده غربي ها از مفاهيم فوق را براي افکار عمومي آشکارسازي نمايد.
3- درگير سازي رژيم صهيونيستي:
جمهوري اسلامي ايران با ديپلماسي خود به طور کلي موفق شد تا موضوع هسته اي رژيم صهيونيستي را به يک موضوع بين المللي و همچنين آن را به يک مطالبه عمومي تبديل نمايد. آخرين نشست کنفرانس عمومي آژانس بين المللي انرژي اتمي و نشست خلع سلاح اتمي نشان داد که اکثريت قريب به اتفاق اعضاء خواهان مشخص شدن برنامه اتمي رژيم صهيونيستي هستند. باتوجه به همين زمينه، ايران موضوع هسته اي خودش را به مساله هسته اي رژيم صهيونيستي پيوند زد تا ضمن درگير سازي اين رژيم با نهادهاي بين المللي و افکارعمومي منطقه و جهان، ادعاي دروغين غربي ها را در خصوص برخورد حقوقي با تکثير سلاح هاي اتمي و برنامه هاي غير صلح آميز آشکار سازد.
4- به هم زدن ترکيب بازيگران:
جمهوري اسلامي ايران اولين بار در سال 1384 موفق شد تا ترکيب بازيگران موضوع هسته اي ايران را از گروه غربي صرف و داراي منافع يکدست به گروه داراي منافع غير هماهنگ نه لزوماً متعارض با گروه غربي تغيير دهد. اکنون نيز با توجه به زمينه هاي ايجاد شده و کسري هاي موجود در ترکيب پيشين سعي دارد، اين ترکيب تغيير و از هويت قدرت گرايي خارج سازد.
5- تصوير سازي:
مهمترين عنصري که در کنش ها و واکنش هاي بين افراد و دولت ها نقش ايفاء مي کند، تصويري است که بازيگران اعم از فرد، گروه و يا دولت از يکديگر دارند. تاکنون غرب و آمريکا سعي کردند با تصوير سازي هاي منفي از موضوع هسته اي ايران جبهه اي را عليه ايران تشکيل و چالش بزرگ را در رابطه با اين مساله ايجاد نمايند. جمهوري اسلامي ايران در اقدامات خود بويژه تحرکات جديد تلاش دارد، تصوير ايجاد شده را معکوس و تبديل به تصوير مثبت در افکارعمومي نمايد. اکنون بسياري از کشورها به اين موضوع پي برده اند که ايران اهل تعامل و مذاکره بوده، طرف هاي غربي سياست ناسازگاري را دنبال مي نمايند.از سوي ديگر ايران سعي دارد تا با موضعگيري هاي خود نشان دهد که هيچ گونه تزلزلي در اراده آن براي حفظ دستاوردهاي هسته اي ايجاد نشده و علي رغم تحريم هاي جديد با قوت و اراده قوي تري موضوع هسته اي خود را دنبال خواهد کرد.
6- درگير سازي افکار عمومي:
در جهان جديد قدرت نرم بيش از قدرت سخت تاثير گذار است. صحنه اصلي قدرت نرم در ميدان افکار عمومي است. هردولتي افکار عمومي را در دست خود داشته باشد، بهتر مي تواند منافع خود را پيش ببرد. با تحول پارادايمي ايران سعي دارد از حداکثر قدرت نرم خود را براي جذب افکار عمومي جهت پيش برد برنامه هسته اي خود بهره گيرد.از همين رو، اقدام بياني ايران به گونه اي تدوين شده تا در صحنه افکار عمومي رقيب را خلع سلاح و اهداف خود را جلو ببرد.
7- تخريب قطعنامه 1929:
حرکت ديپلماتيک ايران به گونه اي است که سعي دارد اين قطعنامه را از محتوا خالي و آن را غير حقوقي و غير قابل اجرا معرفي نمايد. زيرا بانيان قطعنامه با اين استدلال مجاب سازي کردند که ايران اهل مذاکره نبوده و بايد از راه فشار و غير ديپلماتيک او را به پاي ميز مذاکره کشاند. در عوض اقدامات ديپلماتيک ايران از طريق رايزني هاي ديپلماتيک با دولت هاي مختلف اعم غربي و غير غربي از يک سو و برقراري تعاملات اقتصادي ، مالي و علمي از سوي ديگر سعي دارد اين قطعنامه را از حيز انتفاع بياندازد.
تحولات مورد انتظار
1- بازدارندگي نرم:
حرکت ايران در زمينه گره زدن برنامه اتمي رژيم صهيونيستي با ادعاهاي آمريکا و غرب،مي تواند بازدارندگي نرم و قوي را در قبال تهاجم غربي ها عليه برنامه هسته اي ايران ايجاد نمايد. در واقع اين تدبير باعث خواهد شد که هر اقدام غرب عليه برنامه هسته اي ايران در هر شرايطي با اين سوال روبرو شود که اگر غرب در زمينه موصوف صادق است چرا با رژيم صهيونيستي همان اقدام انجام نمي شود؟
2- تعديل نقش قدرت بزرگ:
آنچه تاکنون در باره حل و فصل برنامه هسته اي ايران جريان داشته حضور انحصاري قدرت هاي بزرگ و عمدتاً غربي در آن بوده است. هر گاه پاي قدرت هاي در حال توسعه يا غير متعهد در اين مساله باز شد، شاهد تاييد مواضع عادلانه و مشروع ايران بوده ايم.از اين رو، انتظار مي رود که با حضور ترکيه و برزيل در گفتگوهاي تبادل سوخت و گروه 1+5 با شکسته شدن ترکيب قدرت گرا در مذاکرات، موازنه جديدي از قدرت شکل گيرد. در واقع با اقدامات جديد، ايران مي تواند غرب محوري در موضوع هسته اي خود را تعديل نمايد.
3- سياسي زدايي در معادله هسته اي ايران:
اگر تاکنون موضوع هسته اي ايران بر مبناي قواعد حقوقي و عاري از انگيزه هاي سياسي مورد توجه قرار مي گرفت، بدون ترديد پرونده ايران در همان ماههاي اول در آژانس مختومه مي شد. تا سال 1384 گروه غربي مطلقاً گفتگوها را هدايت مي کردند و به جهت انگيزه هاي صرفاً سياسي شرايط مانور براي ايران بسيار محدود بود. با ورود روسيه و چين شرايط نسبتاً بهتر شد ولي به جهت وجود انگيزه هاي منفعت جويانه ديگري که از نظر آنها برنامه هسته اي ايران ممکن است آن منافع را در معرض خطر قرار دهد، اين کشورها را با قدرت هاي غربي تاحدودي همگرا مي کرد. لذا به نظر مي رسد با حضور کشورهاي در حال توسعه در گفتگوها، انگيزه هاي قدرت طلبانه و سياسي بيشتر کاهش يابد.
4- ايجاد کسري مشروعيت:
تحرکات ديپلماتيک ايران مشروعيت بين المللي غربي ها را در حل مسايل بين المللي زير سوال خواهد برد. ايران در اقدامات خود بويژه پس از نپذيرفتن بيانيه تهران توانست به جهانيان نشان دهد که اروپا و آمريکا صلاحيت رسيدگي به پرونده هسته اي را ندارد. چنانچه ترکيه و برزيل اين مساله را در بسياري از مجامع بين المللي طرح کرده و مي کنند. لذا اتنظار مي رود که تراکم اقدامات ناعادلانه و غير صادقانه امريکا و اروپا در نهايت منجر به کسري مطلق مشروعيت بين المللي آنها در مسايل جهاني گردد.
5- تعديل تاثيرات تحريم هاي غرب:
همان طور که تاکنون جمهوري اسلامي ايران موفق شد تاثير تحريم هاي غرب اعم قطعنامه ها و خارج از شوراي امنيت را کاهش و غير مفيد نمايد، دربرنامه هاي جديد ديپلماتيک نيز مي تواند قطعنامه جديد و تحريم هاي کاخ سفيد را مختل و ناکارآمد گرداند. مهمتر اينکه همانطور که سابقا ايران توانست ضمن تعديل تحريم ها، آن را به فرصت و قوت تبديل نمايد اکنون نيز اين افق روشن است که فشارهاي جديد با توجه به اقدامات جديد ايران گام ديگري براي ارتقاء و قدرتمندي ايران بردارد.
6- مايوس شدن:
از آثار ديگر اقدمات ديپلماتيک ايران مايوس شدن دولتمردان و کارشناسان غربي از تاثير و موفقيت فشارهاي آنها بر ايران است. چنانچه سابقاً کارشناسان آمريکايي اعتراف کرده بودند که سياست هاي آمريکا هيچ يک به نتيجه نرسيده است؛ لذا انتظار مي رود در آينده نه چندان دور اين اعتراف بارديگر تکرار شود.