خبرخوان   ا   ارسال مطلب   ا   گزارش اشکالات سایت   
پنج شنبه ١٨ شهريور ١٣٨٩   ا    عضویت    ا   جست و جو      
نمايش اخبار

  چاپ        ارسال به دوست

با مروري بر تجربه ايالات متحده

جهانی شدن و دیپلماسی فرهنگی(2)

این ترس از تفوق هنر و فرهنگ آمریکایی با رویکرد آمریکایی به تجارت فرهنگی عجین است. برای آمریکا احساس هم دردی با متحدانش در عرصه نگرانی های فرهنگی، خواسته بزرگ این کشور نیست. در رویکرد آمریکایی، کانادایی ها و اروپایی ها نباید هیچ مانعی در برابر محصولات فرهنگی آمریکا تا جایی که موجب تبعیض بین انواع دیگر کالاهای تجاری گردد، ایجاد کنند. «مایکل بوسکین»، مشاور ارشد اقتصادی بوش پدر، خاطر نشان می سازد که هیچ تفاوتی بین قطعات سیلیکون و قطعات سیب زمینی وجود ندارد و به خدمات و کالاهای فرهنگی هم باید با این رویکرد نگریسته شود.
 
● نويسنده: هاروی بی. - فاین بام

● مترجم: نوذر - نظری
 
 
تاثیر جهانی شدن بر فرهنگ
اگر عده ای شاهد تاثیر اقتصادی جهانی شدن با چشمان مشتاق بوده اند، تاثیر فرهنگی این پدیده عده ای دیگر را بیشتر ناآرام ساخته است. تغییرات ایجاد شده در عرصه اقتصاد با ابعاد دیگر جامعه از جمله ساختارهای سیاسی و اجتماعی، منافع، الگوهای مصرف و دامنه توسعه فرهنگی در ارتباط است. تکنولوژی های ارتباطی فرایند جهانی شدن را تسریع می کنند و بر تفاوت های فرهنگی تاثیر می گذارند و بدین ترتیب اشکال ذخیره ای جوامع و اشکال بیان فرهنگی آن ها دستخوش تغییرات عمیق خواهند شد. این امر منجر به این شده که تعدادی از کشورها از جهانی شدن بیش از حد فرهنگ و به مفهومی دیگر یکسان شدن بیش از حد آن ابراز نگرانی کنند. برای یک فرد اروپایی یا کانادایی تاثیر جهانی شدن فرهنگی واضح است.
مسأله برای تعدادی از اروپائیان، کانادایی ها و آمریکائی ها و میلیون ها فرد در جهان اسلام این است که «جهانی شدن» به معنی «آمریکایی شدن» است. هم شکلی و یکسانی نمودهای فرهنگ توده در سراسر جهان منجر به انتقادات فرهنگی در بررسی جهانی شدن به عنوان یک جهت گیری بین المللی به جانب جنبه های بدتر مصرف توده ای و محصولات فرهنگ آمریکایی که مختص پایین ترین بخش عمومی جامعه است، شده. این انتقادات کاملا نادرست نیستند. براساس بعضی از محاسبات، فرهنگ عامه (از جمله بخش نرم افزار)، هوانوردی و کشاورزی را به عنوان دو نوع محصول صادراتی بزرگ آمریکا قلمداد می کند. در سال 1996 صادرات آمریکا در بخش محصولات نرم افزاری و سرگرمی به 2/60 میلیارد دلار بالغ شد و صادرات محصولات مربوط به مالکیت معنوی با افزایش 94 درصدی آن نسبت به سال 1991 مواجه شد. این آمار همچنین کپی های غیر قانونی و اشکال سرقت ادبی را هم دربر نمی گیرد. درضمن رستوران های مک دونالد در تمام دنیا در تمام روز باز هستند و کودکانی که هرگز یک حلقه انگشتری را ندیده اند، می توانند به آسانی «مایکل جوردن» یا لوگوی انجمن بسکتبال حرفه ای آمریکا (NBA) را بشناسند. تاثیر جهانی فرهنگ آمریکایی یک پدیده جدید نیست بلکه پدیده ای است که به طور چشمگیری به خصوص در طول 50 سال اخیر مستدل و آشکار بوده است. در کنار صادرات محصولات فرهنگ عامه، آثار نویسندگان آمریکایی در خارج از این کشور مورد استقبال قرار گرفته اند و تاثیر اکسپرسیونیسم انتزاعی و پیامد آن در نیویورک به طور ویژه و ایالات متحده به طور کلی نقش تعیین کننده ای در فرهنگ لغت های نقاشی و معماری به همراه داشته است. موسیقی دانان آمریکایی نه تنها در عرصه موسیقی عامه، بلکه به عنوان هنرمندان آهنگ ساز و اجرا کنندگان قوی در سطح جهانی مورد شناسایی قرار گرفته اند. به علاوه واکنش نسبت به آثار جهانی شدن در حوزه فرهنگ عامه انکارناپذیر است. تعدادی از کشورها تاثیرات معیارهای نهادینه شده ای که به ملی گرایی فرهنگی و حمایت گرایی فرهنگی مرتبط می شوند را بیان نموده اند. همچنان که پروفسور «کوین مولچانی»، استاد دانشگاه دولتی لویزیانا، نیز بیان می کند، کانادا از آن بیم دارد که تبدیل به دولت خراج گزار آمریکا شود. برای مثال در کانادا فیلم های هالیوودی، 95 درصد زمان نمایش سینماها را تسخیر کرده اند. برعکس دولت فرانسه از طریق سوبسید گسترده سهم بازارهای آمریکا را به میزان 70 درصد به خود اختصاص داده است. او ادامه می دهد که اندازه و خشونت گرایی صنایع فرهنگی آمریکایی مانند فیلم های سینمایی، تلویزیون و انتشار آن در دوره های مختلف و در میان مخاطبان متنوع، مفهوم قوی از ترس از آمریکایی شدن کانادا را برانگیخته است.
در فرانسه، کره، نروژ، استرالیا و دیگر کشورها هم، چنین ترسی وجود دارد. این ترس از تفوق هنر و فرهنگ آمریکایی با رویکرد آمریکایی به تجارت فرهنگی عجین است. برای آمریکا احساس هم دردی با متحدانش در عرصه نگرانی های فرهنگی، خواسته بزرگ این کشور نیست. در رویکرد آمریکایی، کانادایی ها و اروپایی ها نباید هیچ مانعی در برابر محصولات فرهنگی آمریکا تا جایی که موجب تبعیض بین انواع دیگر کالاهای تجاری گردد، ایجاد کنند. «مایکل بوسکین»، مشاور ارشد اقتصادی بوش پدر، خاطر نشان می سازد که هیچ تفاوتی بین قطعات سیلیکون و قطعات سیب زمینی وجود ندارد و به خدمات و کالاهای فرهنگی هم باید با این رویکرد نگریسته شود. این وضعیت، شرکای تجاری ما را آزرده خواهد ساخت. همچنان که مولچانی هم خاطرنشان می سازد. در کانادا و بسیاری از کشورهای اروپایی، فرهنگ، تبلوری از هویت ملی است و باید به عنوان یک وظیفه عمومی، ارتقا بیابد و مورد حمایت قرار گیرد. تا حدی که فرهنگ برای آمریکائیان به معنی صنعت سرگرمی سودآور است و برای کانادایی ها به معنی سیاست هویت ملی است، باید به تمایل بر ای فهم متقابل که نگران هر نوع وضعیت معافیت سازی صنایع فرهنگی در قراردادهای آزاد تجاری است، اندکی شک کرد.
پیامد حاصله، مجموعه ای از تلاش هایی است که توسط کشورها از جمله اعضای WTO به منظور محافظت از فرهنگ بومیشان از هجوم فیلم های سینمایی آمریکایی، شوهای تلویزیونی، کتاب ها و موسیقی عامه، اتخاذ شده است. در همان حال، این کشورها در بازارهای داخلی خود به منظور حمایت از صنایع فرهنگی بومی و داخلی دخالت نموده اند.
وینتورلی می گوید که: فرایندها و ساز و کارهای احیای فرهنگی برای مثال عبارتند از سیستم های بخت آزمایی برای کمک به تولید فیلم در انگلستان، مالیات های وارده بر محصولات سینمایی در فرانسه، نرخ های متفاوت پستی برای تقویت محتوای مجلات داخلی در کانادا، ایجاد موانع مالیاتی بر توزیع کنندگان برای کمک به توزیع کنندگان کوچک مقیاس در آلمان و سرمایه های ساختاری و نقض قوانین مالیاتی برای تشویق سرمایه گذاری خصوصی در شرکت های محتوایی در کانادا، فرانسه، استرالیا، هند و دیگر کشورها.
همچنان که «فرانسس کایرنکروس» در مقاله «مرگ فاصله» خود بیان می کند، ترس از تحت تسلط قرار گرفتن توسط هالیوود در اروپا بزرگترین ترس است. او ادامه می دهد که دو روند اروپائیان را نگران کرده است: فرو ریختن صنعت داخلی فیلم های سینمایی و افزایش صادرات آمریکایی. او ادامه می دهد که از اوایل دهه 1990، شرکت های تلویزیونی که فیلم های ساخت اروپا را در بازار خانگی خود به کار گرفته بودند به یک ششم سطح خود در سال 1957 در دوره های واقعی رسیده اند. این بدون توجه به این حقیقت بود که هزینه فیلم های اروپایی، 10 درصد فیلم های آمریکایی و 80 درصد هزینه های تولید آن سوبسید دولتی بوده است. همچنان که «آنگوس فینی» در مقاله «وضعیت سینمای اروپا» هم از تهیه کننده بریتانیایی فیلم، «دیوید پوتنام»، نقل می کند: «اگر ما فیلمی بسازیم که کسی به تماشای آن نرود چه کسی را باید سرزنش کنیم؟» فینی همچنین از بازیگر فرانسوی، «ژان مورو»، نقل می کند که اگر بافندگان فرش به روشی که سناریست های فرانسوی نسخه های فیلمنامه خود را می نویسند، صندلی بسازند همه ما باید بر روی زمین بنشینیم. به علاوه مساله به سادگی حمایت از فرهنگ یک کشور نیست، اگر چه شاید این امر عاطفی ترین عنصر این سیاست ها و بهترین بحث از نظر سیاسی باشد. حمایت گرایی فرهنگی یک هدف اقتصادی نیز دارد. عده ای معتقدند که اقتصادها هدف اصلی اند و «شالینی وینتورلی» معتقد است که فراتر از صنایع فرهنگی، بخش فرهنگی لبه اصلی اقتصادها در قرن 21 است چنان که اقتصاد اطلاعاتی، تبدیل به اقتصاد خلاق شده است. در جهانی که نوآوری یک امر حیاتی است، تهیه کنندگان تبدیل به تولید کنندگان کلیدی برای اینترنت و دیگر رسانه ها می شوند در حالی که در این جهان که خلاقیت کاربردهای چندگانه ای دارد، صنایع فرهنگی که احتمالا در عصر اولیه صرفا عوامل خوش گذرانی بوده اند، مرکزیت بیشتری یافته اند.
در دوره صدارت بوش پسر، دستورالعمل قانونی تجارت بین المللی سال 2001 تدوین شد که هدف آن دستیابی ایالات متحده به تجارت آزاد گسترده تر در تمام بخش های خدماتی است. ماده 88 بخش توافقنامه عمومی تعرفه و تجارت(گات)، معافیتی را برای تمام تعهدات گات در جایی که یک کشور مرزهای تجاری را در ممنوعیت نگهداری گنجینه های تاریخی، هنری یا باستان شناختی که برای میراث یک کشور حیاتی اند، تحمیل کرده، مد نظر قرار داده است. به علاوه کشورها در ایجاد مانع برای محدود ساختن دسترسی به گنجینه هایشان آزادند. منازعات اصلی تجارت فرهنگی چیزی را فراهم می کنند که به خدمات دیداری شنیداری و خدمات مربوطه موسومند و شامل تصاویر متحرک صحنه ای، تلویزیون، سرگرمی ویدیویی خانگی و خدمات انتقال و ضبط موسیقی هستند. این یک عرصه تجارت بنیادی است که به مدت طولانی منازعات درازمدتی به خصوص با کانادایی ها و اروپائیان به همراه داشته است. همچنین منازعات تجاری واقعی دیگری در بخش غیر انتفاعی بخش هنر وجود دارد، اگر چه اتحادیه کارگری که موانع مهاجرتی در بخش هنرهای خارجی در حوزه محصولات آمریکایی را ترغیب می کنند، مانع از استعداد تولیدکنندگان آمریکایی برای توسعه بهترین محصول ممکن می شوند. با پایان دور اوروگوئه در سال 1995، اتحادیه اروپا از تعهد دسترسی به بازار خود که آمریکا در جست و جوی آن بود، دست کشید. دور نهایی موافقت نامه عمومی خدمات تجاری(گاتس)، حاوی یک معافیت فرهنگی که اروپا درصدد آن بود، نبود. علاوه بر آمریکا، یازده کشور دیگر هم دسترسی مداوم به بازارهای خود را تضمین کردند. قبل از پیمان نقتا(پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی)، پیمان تجارت آزاد کانادا- آمریکا، حاوی اقداماتی بود که برای سه کشور عضو، آمریکا، مکزیک و کانادا اعمال می شد و بر طبق آن تجارت در ابزارها و خدمات فر هنگی محدود می شد و هر کشوری که تحت تاثیر این اقدامات قرار می گرفت، حق داشت که اقداماتی علیه تاثیر تجاری هم ارز آن قانون اعمال دارد. دفتر نمایندگی تجاری امریکا اعلام می دارد که دسترسی به بازارهای بین المللی برای جبران هزینه های بالای تولید الزامی است، در حالی که گاتس انعطاف لازم برای هماهنگ سازی نگرانی های ویژه فرهنگی (ازجمله احتمال مخالفت با بخشی از آن به عنوان مخالفت با کل تعهدات مربوط به آن) را دارد، به روشی غیر تبعیض آمیز مانع دولت ها برای اعطای خدمات سوبسیدی دیداری و شنیداری و مانع اعطای سوبسید به محصولات خارجی در کنار محصولات داخلی هم نمی شود. ایالات متحده می گوید که این کشور در جست و جوی تعهدات مذاکراتی برای بخش دیداری - شنیداری است که قوانین تجاری واضح، وابسته و قابل پیش بینی را که حساسیت های ویژه این بخش را نیز مد نظر قرار می دهند، اشاعه می دهد. خط پایین در این جا یک خطر ترکیبی است. در یک سمت، محتوای دیداری شنیداری تولیدات آمریکایی مخاطبان جهان را تصرف کرده است چرا که این مخاطبان آن را دوست دارند. این بخش بدون سوبسید مستقیم است. از سمتی دیگر دولت های اروپایی و کانادا در مقابل ورود آزاد محصولات فرهنگی خارجی به منظور نیل به اهداف ملی، موانعی را ایجاد کرده اند. با این حال بیشتر محتوای سوبسیدی سنگین آن ها حتی در کشورهای خود، کمتر مورد درخواست قرار گرفت. به علاوه تکنولوژی ارتباطات، ظرفیت های دولت ها را در هر جا برای اجرای چنین موانعی به چالش می کشد و اکثر کشورهائی که از بازار های وسیع اولیه و ثانویه داخلی محرومند، بایستی درصد سوبسیدی لازمی را برای جبران سرمایه گذاری ها در حوزه این فعالیت ها به تصویب برسانند.

ادامه دارد ...


08:10 - يکشنبه 3 مرداد 1389    /    شماره : 13082    /    تعداد نمایش : 152


نظرات بازدیدکنندگان
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج


عنوان

مطالب مرتبط :

  ::

ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
آخرین مطالب پایگاه
::  ابتکار مسلمانان آمریکا علیه اسلام هراسی
 
::  مقام معظم رهبری: تحریم کنندگان را ناکام می گذاریم
 
::  رويشي تازه در علوم انساني
 
::  پاسداشت هويت انقلاب
 
::  شهامت نقد غرب!
 
::  نبرد رسانه اي و دكترين امنيت ملي آمريكا
 
::   نسبت دين و دموكراسي در غرب
 
::  تاكتيك هاي سران فتنه درانتخابات88
 
::  آمريكا و بحران امنيت نرم
 
::  اخبار ویژه امروز چهارشنبه 17 شهریور 1389
 
::  بازندگان تهاجم فرهنگی ؛ پیاده نظامان جنگ نرم !
 
::  از تهاجم فرهنگی تا جنگ نرم
 
::  کارکرد فنون تبلیغات در جنگ نرم
 
::  تبیین منازعات قومی بر اساس تئوری‌های مداخله نگاهی به تهدیدات نرم ایالات متحده امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران
 
::  جنگ نرم با تأكيد بر نقش رسانه‌ها
 
::  بازخوانی عملیات روانی در پرتو تروریسم : مطالعه موردی گروهک ریگی
 
::  ارزیابی تأثیر رسانه‌ها بر ماهیت انسان ایرانی
 
::  رهیافت‌های جنگ نرم
 
::   جریان انحرافی جدید در مسیر راهبرد استحاله
 
::   تغییر جایگاه‌ها استراتژی همیشگی معاندین
 
::   پاسخهای خواندنی آقای مبارز!
 
::  تحريك افكار عمومي آمريكا براي اسلام‌ستيزي در آستانه 11 سپتامبر
 
::  بازماندگان جنگ مقابل انحرافات و غرض‌ورزي‌ها سكوت نكنند
 
::  وقتي مسنجرها دردساز مي‌شوند
 
::  بنياد شهيد براي توليد بازي‌هاي رايانه‌اي سرمايه‌گذاري مي‌كند
 
::  برجسته كردن ساخت مسجد در محل حملات 11 سپتامبر ترفند آمريكا براي اسلام‌هراسي است
 
::  11 سپتامبر زمينه‌ساز شروع جنگ رسانه‌اي عليه كشورهاي مسلمان شد
 
::  متن كامل گزارش جديد آمانو درباره برنامه هسته‌اي ايران
 
::  اخبار ویژه شبانگاهی سه شنبه 16 شهریور 1389
 
::  اعتراف دشمنان به توانمندي‌هاي تسليحاتي ايران
 
::  جزئيات تعاملات مالي واطلاعاتي جريان فتنه از زبان وزير اطلاعات
 
::  گزارش تکمیلی نمایشگاه بصیرت قرآنی
 
::  جریان فتنه؛ شکست یا بازگشت؟
 
::  سرفصل‌هاي علوم انساني ما مطابق پروتكل ‌صهيونيست‌ها است
 
::  همه چیز به بیروت و حزب الله منتهی می شود
 
::  انتشار استراتژی رسانه ای ارتش آمریکا در حوزه شبکه های اجتماعی در سال 2010 + سند
 
::  فتنه‌گران می‌خواهند از بسیج انتقام بگیرند
 
::  ایجاد « شوک» برای تحقق سناریوی نافرجام بسیج زدایی
 
::  بازي در دونقش براي احياي موج مرده
 
::  تست ميداني نمونه ارتقاء يافته تانك ذوالفقار موفق بوده است
 
::   اختلافات سران فتنه حاكي از نابودي اين جريان است
 
::   تهديدشناسی دشمن در فضاي مجازي و روش هاي مقابله با آن
 
::  حضور کم رنگ ما در فضاي مجازي
 
::  فضاي مجازي عليه فضاي مجازي!
 
::  هشدار ناجا به كاربران اينترنت و ايميل
 
::  ساکاشويلي ديگر رئيس جمهور نمي شود!
 
::  اغلب بازي هاي رايانه اي ماهيتي ضد اسلامي دارند
 
::  ابزار دشمن در جنگ نرم فرهنگ است
 
::  مواد مخدر تهديدي نرم عليه نوجوانان و جوانان
 
::  جهاني شدن تهديدي براي دموكراسي
 
::   حزب مشاركت و تلاش براي ساختارشكني
 
::  ::. اخبار ویژه امروز سه شنبه 16 شهریور 1389
 
::  عمليات رواني و راههاي مقابله با آن
 
::  منابع شكل دهي افكار عمومي در آمريكا
 
::  توليدات شبكه آي‌فيلم در سوريه، لبنان و امارات دوبله مي‌شوند
 
::  از فتنه جمل سربلند بيرون آمديم؛ مراقب صفين و نهروان باشيد
 
::  زبان فارسی ودیپلماسی عمومی آمریکا
 
::  بازگشت یک زن ایرانی از حاشیه «حلقه» به متن دینداری
 
::  اخبار ویژه شبانگاهی دوشنبه 15 شهریور 1389
 
::  كتاب «نظم نوین جهانی و توطئه پنهان فراماسونری و صهیونیسم برای ایجاد دیکتاتوری جهانی» منتشرشد
 
::  به بهانه فيلم آخرالزماني «جاده»
 
::   نگاه جديد آمريكا به خاورميانه
 
::  آنچه نواده قجري بايد بداند!
 
::  راهبرد دفاعي جمهوری اسلامی
 
::  بسيج، فتنه پس از انتخابات را مديريت و مهار كرد
 
::  جنگ روانی
 
::  قدرت و جنگ نرم؛ از نظریه تا عمل
 
::  جنگ نرم و وضعیت کنونی ما
 
::  تهدید نرم و راهبردهای مقابله
 
::  فرسایش قدرت نرم؛ مردم، دولتها و اعتماد
 
::  دیپلماسی عمومی و قدرت نرم
 
::  بررسی ابعاد روانی رزمایش‌های نیروهای مسلح ایران
 
::  نقش رسانه‌هاي جديد در شكل‌گيري افكار عمومي
 
::  درآمدی بر الگوی مدیریت افکار عمومی امام خمینی(ره)
 
::  شناخت‌شناسی جنگ نرم از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی
 
::  نقشه راه دانشجویان دانشگاه اسلامی
 
::  بنیاد کارنگی
 
::  وزارت اطلاعات: ریچارد فرای جاسوس سازمان سیا است
 
::  نگاهی به فیلم آمریکایی منطقه سبز با نگاه به فیلم قفسه درد
 
::  ويکيپديا ابزار جديد اسرائيل براي تاثيرگذاري بر افکار عمومي جهان
 
اخبار