رواج گسترده محصولات پورنوگرافي در كشورهاي غربي، علاوه بر بدآموزي هاي اخلاقي و اجتماعي، به وجود آورنده زباني زشت و بي پروا در ميان كودكان و نوجوانان آمريكايي گرديده است. دانش آموزان ما علي رغم اينكه معاني واژه هايي نظير فاحشه و دلال را نمي فهمند، اما مطمئناً اين كلمات، مفاهيم و تحريكاتي براي دانستن را براي مخاطبان و به كارگيرندگان اين لغات به وجود خواهد آورد. اين لغات، ارزش هاي انساني را تا پايين ترين حد ممكن نزول مي دهد و زنان به عنوان كالايي مصرفي در جامعه، مطرح مي گردند. نويسنده اين مقاله با يادآوري اين مطلب كه فعالان صنعت پورنوگرافي، خود را پشت مفاهيمي نظير آزادي بيان و قانون اساسي آمريكا پنهان مي كنند، يادآور مي شود كه بايد بزرگسالان و كارشناسان ما براي تغيير اين شرايط نابهنجار، دست به اقداماتي مؤثر و اثربخش بزنند.
● نويسنده: جان اف - بوروسکی
دانش آموزان ما نيز نظير ساير نسل ها، دوره كودكي خويش را در مدارس مي گذرانند؛ اما گفتارهاي حاكم بر اين مدارس، چنان زشت و كثيف و شرم آور گرديده كه بدبين ترين منتقدان هم اعتقاد دارند اين نوع تكلم فرزندان نسل حاضر، آينده را به خطر مي اندازد. امروزه اين «مسابقه تباهي» در بخش ارتباطات انساني، وارد مرحله خطرناكي گرديده است كه تنزل جايگاه زنان و نگاه حقارت آميز جامعه به آنان، روشن ترين نتيجه اين وضعيت خواهد بود. كليپ تصويري كه اخيراً وارد بازار موسيقي گرديده است، را به عنوان مثال مطرح مي كنم. اشعار اين آهنگ در مدرسه پخش شده و اشعار اين آهنگ به عنوان يكي از ترانه هاي مورد علاقه و توجه دانش آموزان حركات قهرمانان اين كليپ را تقليد مي كنند در اين اشعار سخيف، خواننده در مورد زنان فاحشه مي خواند. امروزه رواج آهنگ هايي كه در آن الفاظ زشت بكار رفته فرزندان ما را به سوي ابتذال سوق مي دهد. چرا كه اين آثار، به گونه اي استثمار زنان و دختران به عنوان فاحشه و براي كسب سود را، عملي مورد قبول تلقي مي نمايد. من بعنوان يك معلم با شنيدن زمزمه هاي شاگردان كلاسم كه حرف هاي زشتي ميان يكديگر رد و بدل مي نمايند، مجبورم علاوه بر اينكه معناي اين لغات زشت را برايشان بيان كنم، آنها را از اين كار هم نهي نمايم. كلمات، وسيله ارتباط ما با يكديگر به شمار رفته تأثيرات و ارزش هاي مورد نظر ما را منتقل نموده و مي توانند بر حالات عاطفي و رفتاري ما، تأثيرات شگرفي داشته باشند. بعضي از مدافعان وضعيت نابسامان اين نسل، خود را پشت قانون اساسي ايالات متحده مخفي نموده اند. آنان مي گويند: «آزادي بيان، هزينه دارد و پذيرش اين هزينه، به نفع جامعه مي باشد.» اما بايد دانست كه در يك جامعه، منافع گروهي و نه فردي بايد مورد توجه قرار گيرد. من يكي از مدافعان سرسخت قانون اساسي ايالات متحده هستم، اما نمي توانم آزادي بيان را به عنوان يكي از دلايل استفاده از زبان زشت و شرم آوري كه هم اينك در ميان دانش آموزان مدارس رواج دارد، بپذيرم. من پس از كار در مشاغلي نظير آهنگري، كارگري و ساير مشاغل، به معلمي روي آوردم. در يكي از سفرهايم به شهر نيويورك، با يك كارگر سكس برخورد كردم. او يك زن آمريكايي آفريقايي تبار زيبا بود كه زباني شيوا و بذله گو داشت. در خلال صحبت، به من گفت كه والدينش او را از خانه بيرون كرده اند. من به او 20 دلار دادم تا با اتوبوس نزد والدينش براي زندگي باز گردد. چشمانش درخشيد و در حالي كه مرا در آغوش كشيده بود و پول مرا مي بوسيد، به آرامي گفت : «متشكرم». او به من گفت كه هيچ كس تاكنون به غير مقاصد جنسي در خيابان ها به او توجه نمي نموده است. ميانگين سن ورود به فاحشه گري در آمريكا 13 سال است و شاگردان كلاس علوم من هم در اين سن و سال قرار دارند. به علاوه، كوچك ترين دختر من هم، 13 سال سن دارد. رواج زناي با محارم نيز در ميان اين دختران و پسران، بين 65 تا 90 درصد است. به علاوه، 90 درصد اين فاحشه ها، دلال دارند، مرداني كه با كلاه هاي بزرگ لبه دار و كتهاي پوست خز. نرخ تجاوز جنسي در ميان اين دختران و پسران 80 درصد بوده و بعضي از اين دختران، در طول يك سال، هشت تا ده بار، مورد تجاوز جنسي قرار مي گيرند. اين وضعيت اسفبار، مطمئناً براي كهن ترين كسب و كار تاريخ و قربانيان آن، بسيار زياد مي باشد. البته به اين شرايط، بايد خشونت گسترده دلال ها نظير شكستن بازوها و سوزاندن با سيگار را نيز بيافزاييد. امروزه، ما در جامعه اي زندگي مي كنيم كه به فرزندان خويش از ابتدا مي آموزيم كه «همه چيز فروشي است.» بسياري از دختران جوان، امروزه بهترين لباس هاي خود را براي رفتن به مدرسه مي پوشند، پيراهن هاي گران قيمت با نوشته های بي معني بر روي آن ميپوشند و به موسيقي هايي گوش فرا مي دهند كه خلاقيت را در آنها مي ميراند. به علاوه، فرهنگ مادي گرا و تجاري ما به همراه ابرشركت هاي حاكم بر بازار تلاش مي كنند كه به اين وضعيت، دامن بزنند.استفاده از لغات نامناسب و زشت نبايد جايگاهي در مدارس داشته باشند من پيشنهاد مي كنم كه براي استفاده كنندگان از اين لغات مجازاتهايي در نظر گرفته شود. به علاوه، بايد دانست كه در سايه روسپي گري، ارزش انسان ها تا پايين ترين حد ممكن، نزول مي كند و هيچ عاملي نمي تواند اين وضعيت را مخفي نمايد. معلمان، از اقرار به رد و بدل شدن اين اصطلاحات شرم آور در كلاسهايشان، امتناع مي كنند. اما بايد براي دانش آموزان توضيح داد كه يك دلال، واقعاً چه كسي است و چرا زنان نمي خواهند خود را به عنوان يك كارگر جنسي بينند. به همين دليل، ما بايد شاگردان خود را با واقعيت ها، بيشتر آشنا نماييم. اخيراً «موسسه فيلمسازي كلمبيا» در نظر گرفته است كه يك فيلم كارتوني 80 دقيقه اي در مورد يك دلال 9 ساله بسازد. بدين ترتيب، آيا ما در آينده شاهد ساخت بازي ها و فيلم ها و داستان هايي نخواهيم بود كه به بهانه آزادي بيان، اين فعاليت هاي زشت را در جامعه گسترش مي دهند؟ سؤال اصلي اين است كه ما به عنوان افراد بزرگسال، در مورد اين مسأله مهم، چه كرده ايم؟ مگر ما به عنوان عقلاي جامعه، نبايد كودكان خويش را به سوي سعادت، هدايت نماييم؟
00:51 - جمعه 1 مرداد 1389 / شماره : 12913 / تعداد نمایش : 202